آقای افتخاری به کجا چنین شتابان!
منتقدين چه مي گويند؟
آن چيز که مسلم است و واضح ، اينست که منتقدين افتخاري با مطالعه ي آثار پيشين وي به سطح بالايي از انتظارات رسيده اند و به بياني ديگر انتقادات وارده بر وي، از سر دلسوزي است نه از روي کينه توزي و غرض ورزي! در واقع افتخاري خود، انتظارات را از مخاطبين و دوستداران موسيقي بالا برده هيچ انتظار و انتقاد بي جايي بر وي وارد نيست!
بايد بپذيريم انتظارات از شاگرد مکتب تاج و دادبه و شاگرد اول آزمون باربد خود به خود بالا مي رود وهمچنين اگر نگاهي – هرچند اجمالي و مختصر – به کارنامه ي هنري افتخاري بياندازيم اين انتظارات بسيار بالاتر نيز مي رود!
منتقدين افتخاري به دليل "سطح بالاي انتظارات از وي" برآشفته اند و در مقام اعتراض دست به قلم برده اند ... !
- افتخاري کيست؟
با بررسي کارنامه ي افتخاري (با 46 آلبوم رسمي و چندين اثر خصوصي و متفرقه) نکته اي که جلب توجه ميکند آثار درخشان و ازرنده ي افتخاري درسالهاي آغازين فعاليت اوست.
- آتش دل (اثري که در حضور و به پيشهناد استاد مسلم موسيقي، جناب استاد فرامرز پايور ضبط و منتشر شد) ،
- راز و نياز (با آهنگسازي و نوازندگي موسيقي دان بزرگ معاصر حسين عليزاده)،
- مهرورزان (به آهنگسازي نوازنده ي شهير ني محمدعلي کياني نژاد) ،
- موسيقي فيلم اميرکبير (کاري از موزيسين بزرگ، استاد کامبيز روشن روان)،
- دريغا (به همراهي ني استاد محمد موسوي) ،
- مقام صبر (به آهنگسازي و سرپرستي استاد پرويز مشکاتيان) ،
- کاروان (بازخواني قطعاتي از استاد برازنده)
» آواز با همراهي سنتور پشنگ کامکار (آلبوم شور عشق)
» گروه نواري و آواز - ساخته ي مجمدجواد ضرابيان (آلبوم زيباترين)
اينها گوشه اي از آثار ابتدايي (دهه ي 60) افتخاري محسوب مي شوند و او با اين آثار نويد خواننده اي آينده دار و شش دانگ را به اهالي موسيقي داد.
» آواز با همراهي کمانچه مهيار فيروزبخت (آلبوم کاروان)
» آواز راست پنجگاه - با تار کيوان ساکت (آلبوم مقام صبر)
افتخاري در همين سالها چند اثر خصوصي را با همراهي اساتيدي چون جليل شهناز، حبيب الله بديعي، محمد موسوي و غلامحسين بيگجه خاني اجرا کرد که از سوي اين اساتيد مورد تشويق قرار گرفت. بزرگان موسيقي به آينده ي آواز اين مرز و بوم اميدواز شدند ...
» آوازي با همراهي تار استاد جليل شهناز (خصوصي)
بخش اعظمي از آثار فوق را «آواز» (آنهم آواز در مکتب اصفهان و -عموما- به شيوه استاد تاج) تشکيل مي داد و افتخاري با جرات و تسلط تمام از عهده ي اجراي اين آثار برآمد. بي ترديد اساتيدي چون پايور، موسوي، مشکاتيان، عليزاده، روشن روان و ... هنري را در وجود افتخاري ديده اند که اجراي چنين آثاري را به وي واگذار کردند. اساتيدي چون شهناز، بديعي براي هر کسي ساز نميزدند و مسلما در صدا و تکنيک افتخاري جوان جوهره اي ديده بودند ...
با آغاز دهه ي 70 شاهد سرفصل تازه اي در آثار افتخاري هستيم . افتخاري با همراهي و همکاري هنرمنداني چون فريدون شهبازيان، جلال ذوالفنون، محمدجواد ضرابيان، عباس خوشدل، جمشيد و جليل عندليبي آثاري را -عموما- در حوزه ي "تصنيف-خواني" اجرا و منتشر کرد. «آواز» در اين آثار جاي خود را به تصنيف داد و افتخاري با گرمي و انعطاف صدايش زيبايي خاصي را به اين تصانيف بخشيد.
هنر او در آلبومي چون نيلوفرانه1 و ياد استاد (بازخواني آثار ماندگار استاد علي تجويدي) با چنان اقبالي روبرو شد که نامش رفته رفته در کنار بزرگاني چون شجريان و ناظري (خوانندگان محبوب آن سالها) جاي گرفت.
همانطور که ذکر گرديد، افتخاري به «تصنيف خواني» روي آورد و الحق در اين زمينه آثار ماندگاري را به نام خود ثبت کرد. (آثاري چون سرمستان، نيلوفرانه، مهمان تو، ياد استاد، زيباترين، مهمان تو، افسانه، هنگامه و ...)
حتي کمرنگ شدن نقش «آواز» در اين آثار ضعف تلقي نمي شد، تصانيف با دقت و وسواس خاصي انتخاب مي شدند و با ظرافت خاصي به اجرا در مي آمدند. ملودي ها بر اساس اصول موسيقي اصيل ايراني ساخته و تنظيم مي شدند و همه ي عوامل در کنار هم آثار ماندگاري را ثبت و ضبط کردند. "افتخاري تصانيف را به بهترين شکل ممکن اجرا مي کرد."
در همين سالها افتخاري به همراهي استاد جلال دوالفنون با آثاري چون مستانه و شب عاشقان تبحر و تسلط خود را بر بداهه خواني به خوبي به نمايش گذاشت.
سالهاي پاياني دهه 70 و آغاز دهه ي 80 را ميتوان سالهاي تغيير سبک (و شايد افول!) افتخاري ناميد. تصانيف اصيل جايگاه خود را به ترانه هاي عامه پسند (بخوانيد سطحي! ) دادند و شکسته شدن کلام در ترانه ها (استفاده ازکلمات عاميانه) سطح کاري افتخاري را به طور فاحشي تغيير داد.
گل ميخک، خنده بارون، خوش آمدي، نسيما، شکوه عشق، غم زمانه، خاطرات جواني و ... همگي جزء آلبوم هاي اينچنيني افتخاري هستند. در اين آثار ديگر هيچ ردپايي از «آواز» ديده نشد و آثار افتخاري خلاصه شد به ترانه ! سرعت انتشار توليد آثار افتخاري بقدري بالا رفته بود که طي يک سال 3 تا 5 آلبوم از افتخاري منتشر ميشد. البته از حق نگذريم ! اقبال عمومي از اين آثار به اندازه اي بالا رفت که پرفروش ترين آلبوم ها همواره آثار افتخاري بودند. اما بقول دوستي در کشور ما « اقبال مردم بيانگر ارزش هنري يک اثر نيست! »
افتخاري که سال 63 «راز و نياز» را با «حسين عليزاده» ضبط کرده بود ، آثار دست چندم و نخ نما شده ي «فضل الله توکل» را اجرا کرد. (آثاري که بي شباهت به ترانه هاي عاميانه ي هايده و مهستي نيست!)
افتخاري که با تار دلنواز «استاد جليل شهناز» آواز مي خواند به همکاري با برادران خدارحمي روي آورد.
همکاري هاي افتخاري با «فريدون شهبازيان» به همکاري با «فريدون خوشنود» ختم گرديد و راست پنحگاه بي نظير «مقام صبر» (مشکاتيان) به اجراي راست پنجگاه 5 دقيقه اي با سامان احتشامي رسيد!
البته ار حق نگذريم. طي سالهاي اخير آثاري چون به دنبال دل (بازخواني آثار استاد تجويدي) و بردي از يادم (بازخواني آثار اساتيد بديعي، خالدي و ملک) تا حدودي رنگ و بوي افتخاري دهه 70 را زنده کرد. آثاري چون قصه شمع و همسايه (عطا جنگوک) آثار بديع و جالبي بودند ... اما ... انتظارات از افتخاري بيش از اينهاست !
- موافقين چه مي گويند ؟
طرفداران عليرضا افتخاري تنها و تنها صداي گرم افتخاري و فروش بالاي آلبوم هاي او را مورد عنايت قرار مي دهند و بي رحمانه به سوي منتقدين افتخاري مي تازند!
در مورد فروش آلبوم به ذکر اين نکته بسنده مي کنم : «در جامعه اي که آلبوم خواننده ي تازه واردي که از موسيقي پاپ فقط و فقط نواختن گيتار (آنهم در حد به صدا آوردن چند آکورد ساده!) را مي دادند ، بيش از 1 ميليون نسخه به فروش مي رود ، آيا مي توان فروش نجومي آلبوم هاي افتخاري را "هنر" تلقي کرد؟» باور کنيد همانهايي که آلبوم بنيامين را مي خرند مخاطب افتخاري شده اند ! اين فاجعه نيست ؟!
روي سخن با دوستاني است که معتقدند : افتخاري هر چه بخواند زيباست ، چون صدايش آسماني است !
دوست عزيز ! آيا عامي شدن براي هنرمندي که در مکتب تاج و شجريان رشد يافته مي تواند عامل برتري تلقي شود؟
آيا از لحاظ محتوي شعري ؛ غناي موسيقي ؛ قدرت اجراي خواننده و ... آثار اخير افتخاري را مي توان با کارهاي ابتدايي او مقايسه کرد؟ در کداميک از آثار اخير او نشاني از افتخاري ناز نگاه و سرمستان مي بينيد؟ تحريرهاي استثنايي افتخاري را در کداميک از آلبوم هاي اخير مي توان جستجو کرد؟ آيا ترنه هاي کوچک توکل جاي مانور براي حنجره ي افتخاري مي گذارد؟
آيا به صرف اينکه صداي افتخاري آسماني است و او صاحب صدايي زيبا، حجيم، وسيع و با انعطاف است ، مي توان افتخاري –چند سال اخير- را بُت کرد؟
آيا اين ترانه هاي سبک (از لحاظ موسيقي و اجرا) براي اين حنجره ي نادر و طلايي کوچک نيستند ؟
آيا به اسم نوگرايي و پرهيز از تکرار مي توان هر کار پيش پا افتاده و سطحي را به مخاطب عرضه کرد و در پاسخ مخالفين فروش بالا را علم کرد ؟!؟
- آقاي افتخاري ! ...
آقاي افتخاري ! شما که با آلبوم نيلوفرانه 1 به بالاترين فروش تاريخ موسيقي دست يافتيد چرا استقبال مخاطبين را دليل رويکرد به موسيقي -به اصطلاح تلفيقي- مي دانيد ؟
مگر همين مردم از نيلوفرانه ي شما استقبال نکردند؟
آقاي افتخاري ! بوده اند خوانندگاني که صداي خوب داشتند ، آثار خوب "هم" ارائه کردند اما به دليل رويکرد به موسيقي عامي و زودگذر هيچ نامي از ايشان در تاريخ موسيقي ثبت نگرديده !
ايرج! حسين خواجه اميري ! او کسي است که "بنان کبير" همواره آرزوي داشتن صدايش را داشت، اما هيچگاه حاضر به شنيدن ترانه هاي او نبود! چرا اکنون به جايگاه او در موسيقي ما نمي نگريد؟ مگر صداي او مورد تاييد بنان نبود؟
آقاي افتخاري ! شما که فرموديد ابوعطا را بايد يک بار خواند، در جهت اعتلاي اين موسيقي چه گامي برداشته ايد؟ با صياد و آواي عشق؟ با غم زمانه و شکوه عشق ؟
- پايان ماجرا !
حتما همه از انتقادات "استاد شجريان" بر آقاي افتخاري آگاهي دارند. آن جمله ي معروف «اگر من صداي افتخاري را داشتم ، دنيا را فتح ميکردم» نيز هنوز در يادهاست . چه شده که شجرياني که در اوج هنر، با فروتني خاص آنگونه از افتخاري ياد ميکرد ، اکنون از منتقدين سرسخت اوست ؟!
چه شده که لطفي ها و مشکاتيان ها و عليزاده ها به آثار و روند افتخاري معترض اند ؟! چه شده که جامعه ي موسيقي (منظوز مخاطب عام نيست!) بر عليه افتخاري شده است ؟ آيا همه با او عداوت دارند؟! خير ! مشکل جاي ديگري است ...
«عليرضا افتخاري» هنرمنديست که مي تواند روزهاي طلايي خود را تکرار کند . صدا و تکنيک او، اين اجازه را به وي ميدهد تا با ارائه ي يک اثر جدي و در دايره ي فنون موسيقي بازگشتي طلايي به روزهاي اوج خود داشته باشد. افتخاري اکنون در 47 سالگي است. سني که به جرات اوج دوران هنري يک خواننده است. افتخاري بارها ثابت کرده که داراي همان صداست ، با همان ظرافت و همان زيبايي منحصر بفرد.
او مي تواند بازار راکد موسيقي ايراني را بشدت تکان دهد ، البته با توجه به اصول و قواعد موسيقي و حرکت در دايره ي اصالت موسيقي ايران.
اميدوارم اين مطلب پاياني باشد بر درگيري ها و اختلافات اخير بين هواداران موسيقي ملي ... موسيقي ما با يک آشتي همه جانبه مترقي خواهد شد ... آشتي بين اهالي و اساتيد !
افتخاري نيز مانند بنان ها و تاج ها و شجريان ها ، «بي شک» مي تواند افتخار موسيقي ايران باشد ... !
پي نوشت : با بررسي ۴۶ آلبوم رسمي افتخاري مي توان نسبت به او شناخت بهتري پيدا کرد و منصافانه تر به قضاوت نشست.
1- آتش دل ( تکنوازان : هوشنگ ظريف ، محمد موسوي – به توصيه استاد پايور ضبط شد)
2- مهرورزان (موسيقي و تکنوازي ني : محمدعلي کياني نژاد)
3- دريغا (آواز دشتستاني – ني : استاد محمد موسوي)
4- راز و نياز (موسيقي ، تار و سه تار : حسين عليزاده)
5- راز گل (موسيقي : محمد آذري)
6- کاروان (بازخواني تصانيفي از استاد برازنده – تنظيم و تکنواز کمانچه : مهيار فيروزبخت)
7- غريبستان (موسيقي : محمدجليل عندليبي – تکنواز تار : استاد هوشنگ ظريف)
8- مقام صبر (موسيقي و سرپرست گروه : پرويز مشکاتيان – تکنواز تار : کيوان ساکت)
9- سرمستان (تنظيم : فريدون شهبازيان – تکنوازان : هابيل علي اف – جلال ذوالفنون)
10- افسانه (موسيقي : علي جعفريان – تنظيم : علي رحيميان)
11- سرو سيمين (موسيقي : محمد علي کياني نژاد – تکنواز کمانچه : کيهان کلهر)
12- ناز نگاه (موسيقي : محمدجواد ضرابيان – تار : شهرام ميرجلالي)
13- زيباترين (موسيقي : محمدجواد ضرابيان)
14- شور عشق (موسيقي : فريدون شهبازيان – تکنوازان : شهرام ميرجلالي، پشنگ کامکار)
15- مهمان تو (موسيقي : جمشيد عندليبي – تکنواز سه تار : استاد جلال ذوالفنون)
16- نيلوفرانه 1 (موسيقي : عباس خوشدل - تکنواز سه تار : استاد جلال ذوالفنون)
17- نيلوفرانه 2 (موسيقي : عباس خوشدل)
18- هنگامه (موسيقي : حسن ميرزاخاني – بازخواني ملودي هاي محلي)
19- ياد استاد (موسيقي : استاد علي تجويدي – بازخواني آثار )
20- گل هزار بهار (موسيقي : استاد کامبيز روشن روان – به ياد دکتر علي شريعتي - تار و سه تار : حميد متبسم)
21- همتاي آفتاب (موسيقي : عماد رام – بزرگداشت مولانا)
22- امان از جدايي (موسيقي : محمدجليل عندليبي)
23- تازه به تازه (موسيقي : محمدجليل عندليبي)
24- خداحافظ (موسيقي : محمدجليل عندليبي)
25- پاييز (موسيقي : مهرداد پازوکي)
26- عطر سوسن (موسيقي : محمدجواد ضرابيان - تکنواز تار : شهرام ميرجلالي)
27- شبان عاشق (موسيقي : عباس خوشدل)
28- صدايم کن (موسيقي : عباس خوشدل)
29- مستانه (بداهه نوازي و بداهه خواني – سه تار : جلال ذوالفنون)
30- شب عاشقان (بداهه نوازي و بداهه خواني – سه تار : جلال ذوالفنون)
31- گل ميخک (موسيقي : جواد لشکري)
32- خوش امدي (موسيقي : جواد لشکري)
33- خنده بارون (موسيقي : مهرداد پازوکي)
34- همسايه (موسيقي و سه تار : عطا جنگوک – موسيقي محلي)
35- نسيما (موسيقي : فضل الله توکل)
36- عشق گمشده (موسيقي : جواد لشکري)
37- قصه شمع (کارهاي پراکنده)
38- شکوه عشق (موسيقي : فريدون خشنود)
39- باباطاهر (بازخواني موسيقي محلي – ني : جمشيد عندليبي)
40- غم زمانه (موسيقي : فضل الله توکل)
41- کنسرت لندن (موسيقي و سرپرست گروه : محمدجليل عندليبي)
42- بردي از يادم (بازخواني ترانه هايي از مهدي خالدي – حبيب الله بديعي و اسدالله ملک)
43- خاطرات جواني (موسيقي : فضل الله توکل)
44- به دنبال دل (موسيقي : استاد علي تجويدي – بازخواني آثار)
45- صياد (موسيقي اکبر محسني – محمدرضا چراغعلي)
46- آواي عشق (موسيقي : عليرضا افتخاري)
تا سحر امشب بر بالین من