پیرم و گاهی دلم یادجوانی می کند

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند
بلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می‎کند

همتم تا می‎رود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می‎کند

بلبلی در سینه می‎نالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل‎فشانی می‎کند

ما به داغ عشقبازی‎ها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک‎پرانی می‎کند

نای ما خاموش ولی این زهره‎ی شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی می‎کند

گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی می‎کند

سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی می‎کند

با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی می‎کند

بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران می‎رسد با من خزانی می‎کند

طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون می‎کند با ما نهانی می‎کند

می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند

شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ور نه قاضی در قضا نامهربانی می‎کند
شهریار

دانلود خواندن شعر با صدای خود استاد شهریار

برای اولین بار  نرم افزار دیوان حافظ با قابلیت پخش دکلمه غزلیات با صدای استاد گرمارودی

برای اولین بار نرم افزار دیوان حافظ با قابلیت پخش دکلمه غزلیات با صدای استاد گرما رودی مخصوص موبایل

برنامه حاضر کلیه متن غزلیات حافظ بهمراه پخش دکلمه آنها را در بر می گیرد. این برنامه اولین برنامه موجود و رایگان با این ویژگی می باشد.

دانلود این برنامه استثنایی در وبسایت من   www.sazekhamoosh.ir

دوستان عزیز همانطور که قبلا نیز گفتم همین فایلهای موجود وبلاگ در وبسایت من نیز با لینک مستقیم قرار دارد و برای دانلود این مطالب نیازی نیست که از لینک های غیر مستقیم استفاده کنید.

 

گلپونه ها

گلپونه ها
گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت جداییها گذشته
باران اشکم روی گور دل چکیده
بر خاک سرد و تیره ای پاشیده شبنم
من دیده بر راه شما دارم که شاید
سر بر کشید از خاکهای تیره غم
**********
من مرغک افسرده ای بر شاخسارم
گلپونه ها گلپونه ها چشم انتظارم
میخواهم اکنون تا سحر گاهان بخوانم
افسرده ام دیوانه ام آزرده ام

**********
گلپونه ها گلپونه ها غمها مرا کشت
گلپونه ها آزار آدمها مرا کشت
گلپونه ها گلپونه ها نامهربانی آتشم زد
گلپونه ها بی همزبانی آتشم زد
**********
گلپونه ها در باده ها مستی نمانده
جز اشک غم در ساغر هستی نمانده
گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست
همدرد دل شب ها به جز فریاد من نیست
**********
گلپونه ها آن ساغر بشکسته ام من
گلپونه ها از زندگانی خسته ام من
دیگر بس است آخر جداییها خدا را
سربر کشید از خاک های تیره غم
**********
گلپونه ها گلپونه ها من بی قرارم
ای قصه گویان وفا چشم انتظارم
آه ای پرستو های ره گم کرده دشت
سوی دیار آشناییها بکوچید
بامن بمانید بامن بخوانید
*********
شاید که هستی راز سر گیرم دوباره
آن شور و مستی را زسر گیرم دوباره

هما میر افشار

شعری زیبا از استاد شهریار

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت
که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت


تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما
چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت

چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانی
حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت

تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من
به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت

امید خسته ام تا چند گیرد با اجل کشتی
بمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت

چه شبهائی که چون سایه خزیدم پای قصر تو
به امیدی که مهتاب رخت بینم در ایوانت

دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست
امان ای سنگدل از درد و اندوه فراوانت

به شعرت شهریارا بیدلان تا عشق میورزند
نسیم وصل را ماند نوید طبع دیوانت

استاد شهریار
 

دانلود نرم افزار گنجور ( گنجینه شاعران پارسی گو)

گنجور روميزي ويرايش 1.8

ادب زبان پارسی سرشار از سرایندگان نامداری ست که جهان را به فروتنی در برابر خویش وادار نموده است. همچون سخن «سعدی» که بر تارک سازمان ملل می درخشد و همچون سخن «حافظ» که «روز ازل اندر باغ خلد/دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود» و همچون مولانا که مرزهای زبانی و فرهنگی را درنوردیده است و ...

امروز برنامه ای رایگان و ارزشمند را می شناسید که گنجینه ای از سروده های سرایندگان نامدار سرزمین پارسی ست. شاید از این دست، برنامه های گوناگونی دیده باشید که در برگیرنده ی دیوان سرایندگان سروده های پارسی بوده اند ولی این برنامه دو ویژگی برجسته دارد :

نخست اینکه رایگان است. هزینه ای برای بهره بردن از آن نمی پردازید. این برنامه به صورت «کد باز» است. از همین جا از سازندگانش سپاس فراوان دارم.

اندازه ی آن اندک است. در حالی که در بردارنده ی سروده های  41سراینده بنام است.

دیدن تصویری از محیط این برنامه

 اگر دوست دارید سروده های این سرایندگان را داشته باشید، می توانید این برنامه را دریافت کنید.

دانلود گنجور رو میزی     حجم ( ۱۸ مگابایت)

این نرم‌افزار تحت ویندوز اجرا می‌شود و برای اجرای آن لازم است برنامه  Microsoft .NET Framework Version 2.0  بر روی سیستم نصب باشد.  این برنامه در اینترنت  بصورت رایگان وجود دارد من در زیر  لینک دانلود این برنامه را برای شما قرار می دهم

دانلود Microsoft .NET Framework Version 2.0     حجم ( ۲۲ مگابایت)

 

 

 

 

قدیمی ترین نمونه شعر فارسی

قدیمی ترین نمونه «شعر» در مملکت ایران، «گاثا» یعنی سرودهای منظومی است که در آن ها زرتشت، پیامبر ایرانی، مناجات ها و درودهای خود را در پیشگاه «اهورا - مزدا» یگانه و بزرگ ترین خدایان و خالق زمین و آسمان عرضه داشته است.

این سرودها به قطعه های سه لختی (سه شعری، یا به اصطلاح امروز سه مصراعی) تقسیم شده است، و هر لخت یا شعر، از 16 هجا تشکیل شده، و در هجای نهم توقف و بعد از هجای چهارم سکوت دارد. و بعضی دارای قطعه های چهار لختی است که یازده سیلاب دارد و سکوت، بعد از سیلاب چهارمی است.
به همین تقدیر بعضی چهارده هجایی و بعضی دوازده هجایی و برخی از اشعار بلند، نوزده هجایی است.

این اشعار بلند دارای سکوت است، یکی بعد از سیلاب هفتم، و یکی بعد از سیلاب چهاردهم.

خلاصه در گاثه، قصیده یا غزل طولانی به طرز اشعار عروضی دیده نمی شود، بلکه نوعی از ترکیب بندهای بدون بند است، و از 19 - حداعلی - و11 - حداقل - سیلاب زیادتر و کمتر ندارد.

ما راجع به شعر عروضی و اقسام آن، در جای خود باز به این قسمت اشاره خواهیم کرد.

ادامه نوشته

هویت ایرانی در شاهنامه

ابوالفضل خطیبی

هویت ایرانی ریشه در اسطوره هایی دارد که از هزاران سال پیش نیاکان ما آن ها را خلق کردند و استمرار بخشیدند و داستان های حماسی درباره ی شاهان و پهلوانان آرمانی ایرانیان چون کیخسرو و گرشاسپ و آرش و رستم، در تاریخ ایران پشتوانه های فکری و معنوی نیرومندی بود که همبستگی ملی را سخت تقویت می کرد.

از سپیده دم تاریخ تاکنون به رغم آن که ایران بارها در معرض هجوم دشمنان خود بوده، و گاه شکست های وحشتناکی متحمل شده و سرتاسر کشور به دست بیگانگان افتاده، ولی ایرانیان هیچ گاه هویت خود را فراموش نکردند و در سخت ترین روزگاران که گمان می رفت همه چیز نابود شده، حلقه های مرئی و نامرئی هویت ملی چنان آنان را با یکدیگر پیوند می داد که می توانستند ققنوس وار ازمیان تلی از خاکستر دگربار سر برآورند.

ادامه نوشته

زبان فارسی را درون مرزها پاس بداریم و برون مرزها گسترش دهیم

دکتر هوشنگ طالع
نخستین باده کاندر جام کردند         ز چشم مست ساقی وام کردند

(عراقی)

زبانی را که امروز آن را به نام فارسی می نامیم، فرآیند دگرگونی و فراگشت زبانی است که نخستین بار، انسان با آن زبان با پروردگار، سخن گفته است. یا به گفته ی بهتر، با آن زبان کوشید تا از جزء به کل بپیوندد و «عالم خرد»(انسان) را با «عالم کلان»(جهان هستی)، دربندد.
در هزاره های پیش، زرتشت اسپنتمان، نخستین «باده» را که از «چشم مست ساقی» به «وام» گرفته بود، در جام تهی بشریت ریخت و از آن جهانی را تا به امروز و تا فرداهای ناشناخته، سرمست کرده و خواهد کرد.

ادامه نوشته

سونامی سخن در جهان؛ از بین رفتن زبان فارسی

جمعی از کارشناسان ادب فارسی درباره ی وضع زبان فارسی به عنوان شاخص و هویت فرهنگی ایرانیان از منظرهای متنوع سخن گفتند.

میر جلال الدین کزازی، از بین رفتن زبان پارسی را سونامی سخن برای جهان دانست.

از سوی دیگر علی خزاعی فر، بی اعتنایی به زبان فارسی را به عنوان یک مشکل ملی عنوان کرد.

و سرانجام رضا زمردیان، عضو هیات علمی دانشکده ی ادبیات دانشگاه فردوسی، گفت : «احساس ضعف فرهنگی، مهم ترین عامل کم توجهی جوانان به زبان فارسی است.»
سونامی سخن برای جهان

میرجلال الدین کزازی گفت : «از بین رفتن زبان پارسی یک فاجعه ی فرهنگی و سونامی سخن برای همه ی جهانیان است.»
این استاد زبان و ادب فارسی تاکید کرد : «هر فرهنگ دوست در هر گوشه ی گیتی از مرگ زبان پارسی اندوهناک می شود و باید ایرانیان جان آگاه، دلسوز و بیداردل از این زبان پاسبانی کنند.»
کزازی در ادامه گفت : «با ستاندن وام واژه ها، ذهنیتی که بر پایه ی این واژه ها پدید می آید، ذهنیتی گسسته و آشفته خواهد بود و همچنین نمی توان هیچ رفتار زبان شناسی با آن ها داشت و با ستاندن واژه ها برای نمونه واژه ی «تکنیک» به ناچار باید واژه های دیگری مانند «تکنسین»، «تکنولوژی» و ... را به کار برد، که این ها کولونی های زبانی را پدید می آورند که اندک اندک با گسترده تر شدن، آن سرزمین را فرومی گیرند و از بین می برند.»

این نویسنده و پژوهشگر در ادامه گفت : «باید دروازه ها را در برابر واژه های بیگانه بست تا به فرهنگ و زبان ملی مان گزندی نرسد.»

ادامه نوشته

سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های ایرانی به یکی از زبان ها و گویش های ویژه ی خود سخن می گفتند، از دیرباز، وجود یک زبان فراگیر که وسیله ی تفاهم میان آنان باشد، نیازی سخت آشکار بود.

در زمان هخامنشیان، با آنکه در کنار وحدت سیاسی و در زیر نفوذ آن، کم کم خودآگاهی به همبستگی ملی بیدار می گردید، ولی باز هنوز نمی توان از وجود یک زبان رسمی فراگیر سخن گفت و زبان پارسی باستان، با آن که از زمان داریوش بزرگ زبان نوشتار نیز شد، ولی نتوانست به عنوان زبان گفتار پا از قلمروی خود بیرون نهد.
دلیل آن چون این  است که در این دوره هیچ یک از شاخه های زبان های ایرانی باستان هنوز تا آن اندازه از تنه ی اصلی و یگانه ی خود دور نشده بود که برای گویندگان زبان دیگر کاملا بیگانه باشند. به سخن دیگر، مادها سخنان برادران پارسی خود را به خوبی درمی یافتند و حتی میان پارسی باستان و زبان اوستایی، ناهمگونی های چندان بزرگی نیست.

ادامه نوشته

به داد زبان فارسی برسید( صدا و سیما در اندیشه نابودی زبان فارسی است

 خواهشمند است این مقاله کوتاه را بخوانید و این ویرانگری که در حال انجام است را به همه پارسی زبانان گوشزد کنید

کارشناسان یا آلایندگان زبان؟
چندی است از رهگذر برنامه‌ها یا میان برنامه‌های کارشناسیِ ورزشی صداوسیما، علف هرزی به جان کشتزار زبان فارسی افتاده است؛ و آن، دسته‌دسته واژه‌های بیگانه‌ی ناآشنا و البته علمی و فنی است که کارشناسان کاربلد با ولع تمام‌نشدنی بر زبان جاری می‌کنند و به خورد ما بیندگان بیسواد می‌دهند.
برای نمونه، در بازی پایانیِ جام باشگاههای اروپا که ششم خرداد میان دو تیم بارسلونا و منچستر برگزار شد، مجری خوشنام صداوسیما، رضا جاودانی ـ که در بیشتر ورزشها از فوتبال گرفته تا کشتی (در دایره‌ی طلایی) و پرورش اندام (در مردان آهنین) هنرنمایی می‌کند ـ با کارشناسی به نام مجید صالح گفتگو می‌کرد.
در نیمه‌ی بازی، کارشناس نامبرده تخته‌ای سبزرنگ به دست گرفت تا به گفته‌ی خودش بر روی «بُرد»، «تیم فرمیشن» (= ساختار تیمی) بارسلونا را نمایش دهد. ایشان پس از آنکه با رسم ماهرانه‌ی چندین خط کج و کوژ تحلیلی کارشناسانه از شیوه‌ی «پرسینگ» (فشردن/ فشرده‌سازی) تیمها به دست داد، دو اصطلاح «تعادل استاتیکی و دینامیکی در بارسلونا» (ایستا و پویا) و «ارائه‌ی total football» (فوتبال تمام‌عیار؟) را چاشنی گفتار فنی خود کرد و تحلیل را به چنان اوج و شکوهی رساند که رضا جاودانی ناگزیر شد برای آنکه در برابر چنین کارشناس دانشمندی کم نیاورد، برگ برنده‌اش، یعنی «آمار پاسینگ» (آمار پاسها/ پاس دادن) را برای نخستین‌بار روکند!
پیشنهاد ما این است که رسانه به جای اینکه میدان رقابت را برای انگلیسی‌پرانی و ویرانگری زبان فارسی به چنین مجریان و کارشناسانی بسپارد، کمی سر کیسه را شل کند و یکی از «مدرسان بین‌المللی فیفا» (ازجمله، استاد محصص) را فرابخواند و از آنان بخواهد بازیها را به زبان انگلیسی برای بینندگان تحلیل کنند. بدین‌سان، به جای پخش زبان یأجوج و مأجوج از گیرنده‌های رسانه‌ی ملی، هم گوش جان ایرانیان با زبان ناب انگلیسی نوازش می‌یابد و هم، سواد و فهم آنان بالا می‌رود؛
چه خوش بُوَد که برآید به یک کرشمه دو کار!


تاریخ خط در ایران

 

سعید نفیسی

استاد شادروان سعید نفیسیدر روایات زردشتی از داستان های ملی ایران چنین آمده است که طهمورث پیشدادی پس از آن که بر اهریمن پیروز شد هفت گونه خط را که به کسی یاد نمی داد به زور از او فراگرفت. در اسناد سریانی آمده است که زردشت کتاب اوستا را به هفت زبان سریانی و فارسی و آرامی و سگستانی و مروَزی و یونانی و عبری نوشته است. آیا هر یک از این زبان ها خطی نداشته اند ؟
ما می دانیم که در ایران پیش از اسلام خط سریانی و خط میخی برای پارسی باستان و خط آرامی و یونانی و عبری در میان یهود ایران رواج داشته است. پس می توان گفت که برای زبان سگستانی (سیستانی) و مروزی (زبان مرو) نیز خطی به کار برده اند

ادامه نوشته

دیرینگی زبان فارسی و تأثیرآن بر ادبیات عربی دوره ی جاهلیت  

 

توردی بردی یوا *

برگردان : رضا مرادی غیاث آبادی

پیشگفتار مترجم

این مقاله زمان پیدایش زبان فارسی را تا چند سده به عقب می برد و ناقض فرضیه ی پیدایش زبان فارسی در سده های نخستین پس از اسلام است. توجه به این مقاله و مقاله های گوناگون دیگر در این زمینه، نشان می دهد که اطلاق هویت عربی به هر واژه و ترکیبی که ساختاری عربی مآب دارد، همواره درست نیست و بسیاری از واژه هایی که عربی دانسته می شوند، دارای ریشه ای در زبان های ایرانی و دیگر زبان های متداول در بین النهرین باستان دارد. این مقاله همچنین نشانگر نفوذ فراوان زبان فارسی در شبه جزیره ی عصر جاهلی است و نشان می دهد که آمیختن این زبان ها و به ویژه تأثیرپذیری زبان عربی از زبان فارسی، مدت ها پیش از آمدن اسلام آغاز شده است.

یادآوری این نکته نیز ضروری است که اصطلاح «جاهلی» در سراسر این گفتار برای تحقیر و تخفیف به کار برده نشده و صرفا یک اصطلاح متداول و شناخته شده برای دوران پیش از اسلام در شبه جزیره است.

ادامه نوشته