زندگینامه استاد شهرام ناظری

 

 

شهرام ناظری خواننده و استاد موسیقی ایرانی در سال ۱۳۲۸ در كرمانشاه ودر خانواده اي اهل موسيقي متولد شد.

وي از زمان كودكي مانند اكثر خوانندگان كه صداي خوش در خانواده شان موروثي بوده صداي خوش را از پدر و مادر خود به ارث مي بردو پدرش كه صداي لطيفی داشت و از سبك قدما و خوانندگان آن ديار به خصوص شادروان شيخ داوودي خواننده بزرگ بهره گرفته بود فرزندش را تحت تعليم قرار مي دهد ناگفته نماند كه قطب اين خانواده مرحوم استاد حاجي خان ناظري بوده كه اكثر موسيقي دانان كرمانشاه را با نت و موسيقي اصيل ايران تعليم داده وخود از درويش خان و كلنل وزيري بوده است.

 

ادامه نوشته

شجریان به روایت شجریان

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است.

ادامه نوشته

دانلود کتابهای دکتر شریعتی و سخنرانی ها

نه در حالت بمان نه در جايت
همواره روحي مهاجر باش
به سوي مبداء
به سوي آنجا كه مي‌تواني انسان باشي
به سوي آنجايي كه مي‌تواني جهاد كني
به سوي آنجايي كه مي‌تواني از آنچه
هستي و هستند
فاصله بگيري

دکتر علی شریعتی

برای دانلود کتابها به ادامه مطلب تشریف ببرید

ادامه نوشته

شریعتی در گذر زمان...

                                                     

دكتر علي شريعتي ،كه در اواخر دههء پنجاه با استفاده ابزاري از آثار و انديشه هاي او جوانان و دانشجويان را به سمت خود كشيدند(پخش سخنراني شريعتي مثل" فاطمه فاطمه است" از بلندگو ها يا چاپ كتب شريعتي)؛ اما همين شريعتي در دهه ي شصت بايكوت شد و شريعتي يك ملحد مخالف روحانيت و اسلام شد.

شريعتي دهه ي شصت، شريعتي مسلمان ماركسيست نما بود، شريعتي غربزدهء مخالف سنت اسلام بود؛ شريعتي دهه ي شصت دانشجوي پاريسي بود كه از اسلام و فقه چيزي نميدانست؛ شريعتي كه، بجاي جنگ با دشمن، سازش پذير بود،در دهه ي شصت بايد نام شريعتي را زير لب به زبان مي آورديم.دهه ايي كه مراسم سالگرد براي شريعتي خطري بزرگ بود.

در اوايل دهه ي هفتاد با اوجگيري تفكرات روشنفكران ديني، همانهايي كه به پشتوانه ي نام و انديشه ي شريعتي اوج گرفتند، شريعتي را به عنوان سنتگرايي كه دم از امت و امامت ميزد معرفي ميكردند.

شريعتي دهه ي هفتاد، شريعتي سنتي و ناقد چشم بسته ي مدرنيته نام گرفت. شريعتي دهه ي هفتاد، شريعتي بود كه افكار 1400 سال قبل را پرورش ميداد.شريعتي كهنه پرست و اسطوره ساز بود. شريعتي كه، بجاي گفتمان، مبارزه جو و جنگ طلب بود.

شريعتي كه،اگر كسي بجاي سروش زيباي فلسفه ي غرب و بحث درباره ي جدل پوپر و هيدگر، دم از او ميزد، خائن به گنج مدرنيته بود و عقب افتاده ي فلسفه نفهم!

و حالا در دهه ي هشتاد، شريعتي ، انقلابي دلسوز شده كه در فكر تشكيل حكومت اسلامي بوده است.

چرا بادبادكهاي تبليغاتي ها اينچنين بنده ي حزب بادند؟!؟!

جمله اي از دكتر علي شريعتي جزو تاريخ كلمات قصار شده كه:" بدترين حمله،دفاع بد كردن است"